تبليغاتX
پول شيرين ايراني - يه ذهن لجن آلوده

پول شيرين ايراني

جامعه ، اقتصاد ، سياست ، علم و بحران هاي شخصي

هوا چندان خوب نيست ، شاد هم باشه ، من كه خودم رو توي زيرزمين خونه مون محبوس كردم ، ديگه از هيچي لذت نمي برم ، كار به جاهاي باريك كشيده ، كار به هذيان كشيده ، كار به ندامت كشيده ، كار به فرياد كشيده ، كار از كار گذشته .
صدام مرده ، موبايلم خيلي وقته صداش در نيومده ، آهنگ هايي كه گوشم مي دم از مرز تكرار گذشتن ، رنگ هاي اطرافم همگي تكراري شدن ، شهر پر از رنگ خاكستري يه ، وقتي  مي رم بيرون آدم ها رو نمي بينم ، همش چشم مي گردونم شايد از دنياي اطرافم بتونم يه اتفاق جالب بيرون بكشم ، يه اتفاقي كه من رو تحت تاثير قرار بده  ، يه اتفاقي كه حداقل براي مدتي سردي زندگي ام رو با گرماش يه تكوني بده .
به شدت خودآگاهم سركوب شده ، اون قدر افسرده شدم كه حتي ناي به فحش كشيدن زمين و زمان رو هم ندارم ، اون قدر دنياي پيرامونم سياه و اون قدر فرداهاي پيش روم مبهمه كه حتي فكر كردن بهش تن ام رو مي لرزونه و اين هنوز روز خوبمه ، روزهاي سياه تر از راه خواهند رسيد .
به هر كي مي گم ، ميگه برو براي زندگي ات برنامه ريزي كن ، ولي هيچ كس ياد اين نكته نمي افته كه وقتي خودآگاهت نسبت به همه چيز بي تفاوت شده ، چطوري مي شه براي زندگي برنامه ريزي كرد ، چطوري مي توني براي رفتارهات اولويت قائل بشي ، اين ها همه توجيهات يه ذهن افسرده است ، يه ذهن فراموش شده ، يه ذهن اي كه زير خروار ها  ناتواني دفن شده ، يه ذهن لجن آلوده ، يه ذهني كه به پستي روزمرگي خو گرفته ، يه ذهن اخته ، يه ذهن ابتر ، يه ذهن اي كه سرطان گرفته ، يه ذهن در آستانه فروپاشي و يه ذهن ....
در حد مرگ از اين زندگي خسته ام ، كاش زودتر اين روزهاي سردرگمي و سرخوردگي تمام بشه و روزهاي " نمي دانم " ، جاش رو به روزهاي " ميدانم " بده .
فشارهاي زندگي ، روح آدمي رو محكم مي كنه ولي بزرگش نميكنه  
اميدوارم يه روزي اين همه فشار از روي روح خسته ام برداشته بشه

+ نوشته شده در  2008/7/16ساعت 19:19  توسط ساعد  |